در حال دريافت ...
دروغ نيست اگر بگويم بي تو زنده ماني مي کنم... نه زندگاني... !

دفترخاطراتمو، وا میکنم به یاد تو

متن زیبای دفترخاطراتمو، وا میکنم به یاد تو

درمیارم ازآلبومم عکسای یادگاریتو
عکساتو هی می بوسمو ، زل می زنم به دفترم
عشق تو مونده در دلو ، فکر تو مونده درسرم
من هنوزم دوستت دارم
زنجیرقفل یاد تو ، ازدل من وا نمی شه
طفلکی قلب عاشقم ، فکرته هر جا همیشه
بعد تو روزگار من ، خیلی به سختی میگذره
فکرنکن عاشقت یه روز ، عشق تو ازیاد می بره
من هنوزم دوستت دارم
کاش خونه قلبمو باز ، بیای چراغونی کنی
کاش تو حصار زندگیت ، بازمنو زندونی کنی
کاشکی بیای مثل قدیم ، دست تو دستام بذاری
قول بدی این بار که بیای ، باز نری تنهام بذاری
من هنوزم دوستت دارم
من هنوزم دوستت دارم
دارم از تو می نویسم
دارم از تو می نویسم
تو که چند روزه نگات سنگین شده
غصه های دل من برات تکراری شده
یادمه یه روز شدی محرم رازم
اومدی بر سر راهم
گفتی من سنگ صبورت
بگو هر چی درد مونده توی جونت
راستی راستی تو همون سنگ صبوری؟!
اونکه جون میداد به روحم؟!
امید تازه میداد به فکر و جونم؟!
راستی راستی تو همون سنگ صبوری؟!
تو که چند روزه نگات سنگین شده؟!
یادمه روز اوّل که نگاهت به نگاه من گره خورد
یه دفعه شعله خاموش دلم باز دوباره روشن شد
آروم آروم اومدی تو قلب من
خونه کردی میون دل من
شدی اون مرغ سحر تو شب تاریک خیالم
صد طناب آرزو
آرزوی داشتن یه همدمی
همدم پاک و ساده ای
به در خونه ی دل بستم و بافتم
یادمه به من میگفتی
که فقط تو “جونمی”
“دوستم داری”
“می خوای بیای به دیدنم”
“ندیده عاشقم شدی”
ولی افسوس
نمی دونم چرا یهو عوض شدی؟!
تو که تنها محرم رازم بودی
یهو بی وفا شدی
غریب ناشناس شدی
اومدی یه روز و گفتی:
“که دیگه دوسِت ندارم”
دیگه نیستی امید و آرزویم
تو یه دندون لقی
باید کشیدِت
تا نباشی دیگه آزار وجودم
باید بدونی
اونیکه من میخوام، یه عمره دنبالش میگردم، تو نیستی
می دونی
خیلی آسون همه حرفاتو زدی
ندونستی که شکست این دل من
له شدش غرور من
ابر اندوه به دلم سایه کشید
اشک غصه به چشَم سرمه کشید
من و تنهایی و شبهای دراز
من و اندوه دل و راز و نیاز
راستی راستی تو همون سنگ صبوری؟!
تو که چند روزه نگات سنگین شده؟!
من نفهمیدم که راستی راستی تو کی هستی؟ کجا هستی؟
ولی
دوست دارم اگه روزی اومدی به دیدنم
بهت بگم:
من نمی دونم رنگ دلم چه رنگیه؟ سیاهیه، سفیدیه؟
ولی
میدونم رنگ تپشهاش واسه خاطرات تو بوده
من نمی دونم که عشق چیه؟ عاشق کیه؟ حیا چیه؟ بی حیا کیه؟
ولی
میدونم شوری اشک چشمام واسه دوری از تو بوده
من نمی دونم کی میمیرم؟ کجا و چه جوری باید تو خاک بمونم؟
ولی
میدونم خوبه یه روزی با دست تو به زیر خاک عشق بپوسم
دارم از تو می نویسم
تو که چند روزه نگات سنگین شده
غصه های دل من برات تکراری شده
اگه دوست داشتی بگو بازم بگم
که هنوز دوسِت دارم
تو قلبمی
برای خوشبختیت دعا میکنم

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF
دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۸۸

من عاشق هیچ کس نیستم

متن زیبای من عاشق هیچ کس نیستم

من عاشق هیچ کس نیستم.
من عاشق غروبم.
عاشق نشستن و خیره شدن به غروب.
من عاشق ابرم که هرچه شبنم از اوست.
عاشق سنگ انداختن توی آب و گوش کردن به صدای دلنشین موج.
من عاشق نشستن با دوستان پاک و عاشقم هستم.
عاشق گوش کردن به دلاشان.
عاشق خنده هاشان و دیوانگی هاشان.
من عاشق چرخ و فلکم.
عاشق نان و پنیر و سبزی… آه که چه حالی دارد.
میتونم عاشق بشم وقتی باران می بارد.
عاشق دلباختن با یک نگاهم.
من عاشقم.
عاشق بغض های خفته ام.
عاشق بوسیدنم.
عاشق گریستن در حضور دوستم.
عاشق سکوت مرموز دل های شکسته ام.
عاشق نگاه خیره به دیوارم.

عاشق گم شدن و به اوج رسیدن در خیال هستم.
من عاشق سادگی شعرهای سهرابم و عاشق غنای حافظ.
من عاشق صدای مادرم هستم.
عاشق آرامشی که به من می بخشد.
عاشق موسیقی ام.
من عاشق نواختن هم هستم.
و روزی من خواهم نواخت.
غم های دلم را خواهم نواخت و شکستنش را به تار خوام کشید.
من عاشق لحظات غروبم و عاشق برگ زرد خزان.
عاشق خش خش برگ ها زیر پای یک عاشق دل شکسته ام.
شاید این برگ ها هم تابع دل اوست!….
در آخر اینکه من همراه غروب عاشق می شوم و همه طول شب را عاشق می مانم.
به سرزمین خیال می روم و از عشق می نویسم.
از احساس خوب عاشق بودن.
من عاشق همین احساسم همین

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF
دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۸۸

اگر عاشق نیستم

متن زیبای اگر عاشق نیستم

اگر عاشق نیستم پس این آتش در دل چیست؟
تو کیستی،یا چیستی، که در خواب و روی هایم نام تو بر زبانم جاری است.
در دغدغه های تنهایی ام تنها نام تو را بر زبان دارم.
یاد تو، نام تو، شنیدن صدای تو، خیال با تو بودن، لمس احساس تو، دیدن چشمان تو، بوییدن تو و حتی فکر کردن به تو مرا از خود بی خود می کند.
اگر عاشق نیستم پس چیستم؟
ببین چگونه جانم شیفته توست.
ببین چگونه اسیر و واله تو شده ام
ببین چگونه دلتنگ تو می شوم.
ببین چگونه تمام هستی ام تو را صدا می زند.
اگر عاشق نیستم پس چیست این سوز درون؟
اگر عاشق آن است که دل در بند دارد این دل.
اگر عاشق آن است که در سر سودایی جز مهر ندارد این سر.
اگر عشق آن است که جان شعله ور گردد اینک این جان سوخته
اگر عاشق آن است که لحظه ای را بدون یاد معشوق نباشد این روزها و شب های من که با نور عشق تو روشن است.

اگر عاشق آن است که جز معشوق نخواهی ببین که تمام هستی ام تو را می خواهد.

اگر عاشق نیستم پس چیست این همه اشتیاق؟

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF
دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۸۸

یکی را دوست دارم

شعر زیبای یکی را دوست دارم

یکی را دوست دارم
ولی افسوس او هرگز نمیداند
نگاهش میکنم شاید
بخواند از نگاه من
که او را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نمیداند
به برگ گل نوشتم من
تو را دوست می دارم
ولی افسوس او گل را
به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
به مهتاب گفتم ای مهتاب
سر راهت به کوی او
سلام من رسان و گو
تو را من دوست می دارم
ولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزید
یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشانید
صبا را دیدم و گفتم صبا دستت به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم
ولی افسوس و صد افسوس
زابر تیره برقی جست
که قاصد را میان ره بسوزانید
کنون وامانده از هر جا
دگر با خود کنم نجوا
یکی را دوست می دارم
ولی افسوس او هرگز نمیداند .

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF
دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۸۸

دلم برای کسی تنگ است

شعر زیبای دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق می کند…

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…

دلم برای کسی تنگ است

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF
شنبه, ۳ بهمن ۱۳۸۸