分类为‘جملات زيبا’的日志

تولد واژه اي ست در پي معنا شدن ،مفهومي است در تب و تاب رسيدن ،

تولد گاه بهانه اي ست براي دلتنگ خود شدن ، شانه اي ست براي جستجوي خويش ،

تولد گاهي بهانه اي ست براي يك جمع دوستانه براي چند لحظه با هم خنديدن ،

براي خريد يك شاخه گل براي جاري شدن ، يك قطره اشك و كشيدن اهي از سر دلتنگي ،

تولد علامتي است پر معنا در سر رسيد زندگي ما ، گاه بهانه اي ست براي

نوشتن يك متن يا سرودن يك شعر ،

تولد گاه بهانه اي ست براي فرياد بودن رهايي از پيله تنهايي و اندكي به دنبال خود گشتن ،

تولد مفهومي ست ناپيوسته در زندگي امروز ما ،

,

قشنگ کوچولو گفت: کسی دوستم ندارد. می دانی چقدر سخت است این که کسی دوستت نداشته باشد؟

تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی. حتی تو هم بدون دوست داشتن…!!!!

خدا هیچ نگفت .

گفت: به پاهایم نگاه کن! ببین چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار می دهم. دنیا را کثیف می کنم.

آدم هایت از من می ترسند. مرا می کشند برای اینکه زشتم. زشتی جرم من است .

خدا هیچ نگفت .

گفت: این دنیا فقط مال قشنگ هاست. مال گل ها و پروانه ها، مال قاصدک ها، مال من نیست .

خدا گفت: چرا مال تو هم هست .

دوست داشتن یک گل، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندان سختی نیست.

اما دوست داستن یک سوسک، دوست داستن تو کاری دشوار است .

دوست داشتن کاری است آموختنی؛ و همه رنج آموختن را نمی برند .

ببخش کسی را که تو را دوست ندارد، زیرا که هنوز مؤمن نیست.

زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته. او ابتدای راه است.

مؤمن دوست دارد. همه را دوست دارد. زیرا همه از من است و من زیبایم.

چشم های مؤمن جز زیبا نمی بینند. زشتی در چشم هاست. در این دایره هر چه که هست، نیکوست.

آن که بین آفریده های من خط کشید، شیطان بود. شیطان مسئول فاصله هاست .

حالا قشنگ کوچکم! نزدیک بیا و غمگین نباش .

قشنگ کوچک حرفی نزد و دیگر هیچگاه نیندیشید که نازیباست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

,

متن زيباي نبودنت

تبخالم را می بینی؟

ترس تو را دارم

از شب نبودنت …

,

از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود. فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد. انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است. خدا گفت: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد؛ زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و باطل، از خطا و از صواب؛ و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد، تو باز خواهی گشت، وگرنه… و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت. انسان دستهایش را گشود و خدا به او اختیار داد. خدا گفت: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی. برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداش به گزیدن توست. عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و صبوری را. واین آغاز انسان بود.

نظر آری هان

, , ,

جملات زيبا از كتاب شازده کوچولو

-كمتر آدم بزرگي اين را به ياد مي آرود كه اول بچه بوده.

-كسي كه راهش را بگيرد و برود ، زياد دور نمي رود .

-آدم بزرگها عدد و رقم دوست دارند ، ولي ما كه معني زندگي را مي فهميم به عدد ها مي خنديم!

-بچه ها نسبت به آدم بزرگها بايد خيلي گذشت داشته باشند .

-همه ي مردم از نعمت دوست برخوردار نيستند .

-چه راز آميز است ديار اشك… .

-حق اين است كه كردار بسنجيم نه گفتار را.

-حق اين است كه پشت نيرنگ هاي كوچك آدم ها پي به محبتشان ببريم.

-بايد از هر كسي كاري را خواست كه از او بر مي آيد.

-قدرت بيش از هر چيزي متكي به عقل است .

-محاكمه كردن خود بسيار مشكل تر از محاكمه كردن ديگران است.اگر بتواني درباره خودت درست حكم كني ، معلوم مي شود كه حكيم واقعي هستي.

-كسي كه به چيز ديگري غير از وجود خودش مشغول است تنها كسي است كه مضحك نيست.

-كسي كه مي خواهد خوشمزگي كند گاهي مختصر دروغي هم مي گويد.

-آدم پيش آدم ها هم  احساس تنهايي مي كند.

-آدم ها ريشه ندارند و به دردسر مي افتند .باد آنها را با خودش اين طرف و آن طرف مي برد.

-هيچ چيز كامل نيست.

-اهلي كردن يعني پيوند بستن. اگر تو مرا اهلي كني هر دو بهم احتياج خواهيم داشت. تو براي من يگانه جهان خواهي شد و من براي تو يگانه جهان خواهم شد.

-فقط چيزهايي را كه اهلي كني و با آنها پيوند ببندي مي تواني بشناسي.

-آدم بزرگها ديگر وقت شناختن هيچ چيز را ندارند . همه ي چيزها را ساخته و آماده مي خرند. ولي چون دكاني نيست كه دوست بفروشد، آدم ها مانده اند بي دوست…

-زبان سرچشمه ي همه ي سوء تفاهم هاست!

-فقط با چشم دل مي توان خوب ديد . اصل چيزها از چشم سر پنهان است.

-چه خوب است كه آدم ، حتي در دم مرگ هم دوستي داشته باشد.

-چيزي كه مايه ي زيبايي خانه و صحرا و ستاره است از چشم سر پنهان است.

-چراغ را بايد محافظت كرد: چه بسا اندك بادي آن را خاموش كند.

-آدم ها آنچه را مي جويند نمي يابند و با اين همه آنچه به دنبالش مي گردند چه بسا كه در يك گل يا در اندكي آب يافت شود.

-چشم نابيناست، با دل بايد جست و جو كرد.

-آنچه مهم است با چشم ديده نمي شود.

-اين تن آدم مثل يك پوسته كهنه دور انداختني است . پوسته هاي كهنه دورافتاده كه غصه ندارد.

-ارزش گل تو به قدر عمري ست كه به پايش صرف كردي…  .