
عمو نگاهش را چرخاند و بی هوا
پرسید : چطوری مدرسه می روی ؟
با خجالت گفتم: با اتوبوس.
عمو زد زیر خنده : وقتی سن تو
بودم دوازده کیلو متر و پا برهنه تا مدرسه
می رفتم .
عمو صبر کرد سبیل تاب داد گفت:
چقدر بار می تو نی برداری ؟
زیر چشمی نگاهش کردم و گفتم : یک
کیسه گندم .
عمو از خنده ریسه رفت و ماند : به
سن تو که بودم ارابه می کشیدم و یک گوساله
رو از جا بلند می کردم .
برگشت توی چشمام خیره شد و گفت:
دعوا ، چند بار دعوا کردی؟
تکون نمی تونستم بخورم : کتک خوردم
هر دو باری که دعوا کردم.
عصبانی فریاد زد : به سن تو که بودم هر
روز دعوا می کردم، یک بار هم کتک نخوردم .
عمو در حالی که جوش آورده بود : تو
اصلا چند سالته
دستپاچه گفتم: 9سال
آن وقت عمو بادی به غبغب خودش
انداخت و گفت: من وقتی سن تو بودم 10
سالم بود!!!







bichare koor...