متن زيباي حال همه ما خوب است اما تو باور نكن از سيد علي صالحي
سلام!
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم
که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
می‌دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیده‌ام خانه‌ای خریده‌ام
بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌دیوار … هی بخند!
بی‌پرده بگویمت
چیزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه
یک فوج کبوتر سپید
از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد
باد بوی نامهای کسان من می‌دهد
یادت می‌آید رفته بودی
خبر از آرامش آسمان بیاوری!؟
نه ری‌را جان
نامه‌ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت می‌نویسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF

وصیت نامه حسین پناهی
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم‍!

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF

من و سارا و آرزوهامون

کوچیک که بودیم من و سارا همیشه تصمیمات بزرگی تو ذهنمون بود. که وقتی بزرگ شدیم چکاره بشیم ! یا مثلا چجوری آدم مهمی بشیم! همیشه دوست داشتیم به كمك همدیگه آدمایه معروفی بشیم. اون موقع من 5 ساله بودم . یادش بخیر.  یه روز كه رفته بودم خونشون، دیدم سارا گوشه اتاقش نشسته و داره صداهای عجیب و غریب از خودش در میاره…
اااااااااا
اووووج
جیووووو
شششوووووو
غغغغغغغغ
چییییییی
ززززژژژژژژ
ححححهههه
بهش گفتم سارا تو داری چکار میکنی؟ حالت خوبه؟ دیوونه شدیا!
گفت دیوونه خودتی علی، من دارم سعی میکنم یه حروف تازه الفبا از خودم اختراع کنم…
گفتم خوب خانم مخترع تا حالا موفق هم شدی؟
گفت نه هر صدایی که میشد از گلو درآورد رو امتحان کردم. قبلا همشون اختراع شده بودند!

-

من كه تا الان آدم بزرگي نبودم. اميدوارم اون به آرزوهاش رسيده باشه و يه چيزي اختراع كرده باشه.

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF

,

متن زيباي پایان عشقبازی خودکار من با کاغذ

حس غریبیست.. نمیدونم خوبه یا بد..اما برای مدتی منو درگیر خودش کرد…

خودکار من ..برای اولین بار .. تمام تمام شد…من آخرین حرف را “زندگی ” نوشتم.هرچند کمرنگ و بیجان..

دلم گرفت برای خودم.. او بازخورد درد ها و شادیهای دلم بود

دلم گرفت ..برای او .. که عشقبازی او با کاغذ به اتمام رسید

به یاد شعر سهراب افتادم:

زندگی پر و بالی دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد به اندازه ء عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچهء عادت

از یاد من و تو برود

زندگی جذبهء دستیست که میچیند

با تمام وجودم درک کردم این شعررو آخه منم :

چیده بودم با حضورش سیبها

رسته بودم با حضورش گلها

و چه نور افشانده بود

بر دل و دیدهء بارانی من

چقدر نام “تو” را

از درون پنجره ئ تنهایی دل

و به روی صفحه ء کاغذ من

نوشته بود

آه اکنون ..کاغذم تشنهء عشق است

و دلم سر ریز درد

به سراغ قلم دیگری خواهم رفت

ازتبار سرخ عشق

مینویسم اولین حرف .. اولین جوشش عشقبازی او

با روح ترک خوردهء خویش

باز از نو”زندگی”

باز  از نو نام “تو”

نوشته از مليحه

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF

, , ,

شعر زيباي مهمان عشق

زندگی را برده بودم با خودم
تا بشویم دست و رویش را
که خوشحالش کنم
عمق استخر وفا
مرد میدانش کنم

زندگی لج کرده بود
کودکانه می گریخت
من به دنبالش شدم
حوصله سر رفت و ریخت

دست های زندگی
پر شد از انبوه غم
من نرفتم سوی او
او شکست در پیچ و خم

مهربان شد این دلم
سوخت از غم های او
من دویدم سوی او
دست من درپای او

زندگی یک خنده کرد
سر به زیر و با وقار
گفت : ای عاشق برو!
من ندارم با تو کار!

حرف های زندگی
گرم بود و آشنا
گفت: من اهل دلم
حل شده ام در صفا

چشم های زندگی
خیره بود در کار عشق
گفتم : اما من چرا؟
خم شدم از بار عشق!

زندگی حرفی نزد
شانه ای بالا کشید
زیر لب آهسته گفت:
آب را دریا چشید

من نشستم پیش او
دست من در موی او
گفتم اما من چرا؟
ره ندارم سوی او!

زندگی جا خورد و گفت
من پُرم از عاشقی
من خودم هم مانده ام
در غم دلداگی!

زندگی از جا پرید
دست ها را در هوا
گفت : من باید برم
پس تو هم با من بیا

گفتم : آخر تا کجا؟
گفت : آن جا را ببین
می رویم تا روشنی
دوست هستیم بعد از این

دست هایم را گرفت
گفت : با هم می رویم
درس اول آشتی
قهر را رد کرده ایم

درس دوم معرفت
یک مداد آماده کن
تا که سر مشقت دهم
بودنت را ساده کن

درس بعدی را نگفت
دست بر چشمش گذاشت
گفت: آن کس برده که
پا به نفس خود گذاشت

درس ها را یک به یک
می شمرد و می سرود
ضربه های قلب من
در صدایش خفته بود

حرف هایش شد تمام
خسته شد از گفتگو
لب به خاموشی گرفت
رفت سراغ شستشو

گفت : از عمق وفا
من ندارم وحشتی
این تویی با طاقتت
تا همین جا نشکنی

این نگفته شیرجه زد
سطح آب شد دایره
دایره ها تو به تو
شد شبیه خاطره

من نشستم گوشه ای
تا که پیدایش شود
عشق گفت: این جا نمان
تا دل همپایش شود

من پریدم توی آب
دست در دامان عشق
زندگی همپای دل
ما همه مهمان عشق

برای حمایت از ما این مطلب را به دوستان خود معرفی کنید

  • Add to favorites
  • Twitter
  • Facebook
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • email
  • FriendFeed
  • Digg
  • MySpace
  • Print
  • PDF

, , , , ,